احمد منزوى
اختصارات از منابع 19
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
كتابخانهء مركز از چهار گوشهء آن كشور خريدارى و گردآورى شده بود و به تدريج هم بر آن مجموعه افزوده مىشد . خوشبختانه حضور با بركت منزوى را مغتنم دانستند و فهرستنگارى نسخههاى خطى به دست او سپرده شد . جز اين از دانايى او در شناخت و ارزيابى علمى نسخهها بهرهورى مىكردند . كه او از تجربه و دانايى در اين رشته كولهبارى گران به همراه داشت . منزوى در پاكستان دو كار سترگ را در نهايت استوارى و هوشيارى و با شور علمى و دور از هرگونه لاف و گزاف به انجام رسانيد . يكى فهرست نسخههاى خطى همان مركز است كه به نام « فهرست كتابخانهء گنج - بخش » در چهار جلد به چاپ رسيد . ديگرى « فهرست مشترك نسخههاى خطى فارسى كتابخانههاى پاكستان » است كه چنان كه پيش از اين گفتم در چهارده مجلّد است . اينكه گفتم احمد منزوى به هوشيارى چنين خدمتى را سرانجام داد از اين بابت است كه او خوب دريافته بود كه فرهنگ ايرانى و مخصوصا آنچه به زبان فارسى نوشته شده است روزگاران دراز در شبهقاره با زندگى مردم پيوستگى ژرف داشته است و بر ماست كه آن مآثر درخشان را بشناسيم و از آن چشمهها ، مشتاقان ، جامهاى دهمنى بنوشند . او بهترين راه را شناختن و شناساندن نسخههايى دانست كه به زبان فارسى در شهرها و روستاهاى دوردست آن سرزمين متروك مانده است و عاشقان آشنا و دلخسته ندارد . در سراسر اين فهرستها دو انگيزه مشهود است ، يكى شناساندن آثارى كه از فرهنگ ايرانى به مدت چند قرن مورد علاقه و خواندن ساكنان فارسىدان شبهقاره بوده و از آنها نسخهنويسى مىشده است و ما امروز درمىيابيم كه مردم آن صفحات به چه متونى دلبستگى داشتهاند . ديگر اينكه ما از تأليفات و نوشتههايى كه بوميان هند به زبان فارسى از قرن ششم به بعد تأليف كردهاند آگاه مىشويم و از اين راه رگههاى پيوند مربوط به فرهنگ ايرانى را از ميان آن نوشتهها به آسانى به دست مىآوريم . شايد همه ندانيد كه منزوى بسيار از صفحات اين فهرستها را در حال و وضعى سياه كرده است كه چندى خود را محكوم و راضى بدان كرده بود تا در گوشهء انبارگونهء مركز بيتوته كند و شب را به سختى به پگاه برساند به اميد آنكه بامدادان نسخههاى كرم خوردهء هندى را لابهلا بگرداند و از آن صحيفهها و دفترها ، تازههايى را به دوستداران و پيوند ناگسستگان زبان فارسى عرضه كند . او براى گردآورى اطلاعات مربوط به « فهرست مشترك پاكستان » چه سفرهاى دشوار و دراز كه به گوشه و كنارهاى دوردست پاكستان نكرد و براى ديدن كتابهاى فرسودهء روزگار به چه ناهمواريها كه دچار نشد . گرماى به شرجى آميخته را پذيرا شده بود . در مدرسهها و اقامتگاههايى كه هزينه گردن نداشته باشد مىخوابيد ، تند و تيزى خوردنىهاى بومى ناآشنا را بر خود گوارا مىساخت براى آنكه چند نسخه بيشترك ديده باشند . احمد ، پس از اين دو تأليف گرانسنگ تهيه و تنظيم كتاب بزرگ ديگرى را به نام « فهرستوارهء كتابهاى فارسى » پيش گرفت و موفق شد مجموعهاى فراهم سازد از اطلاعات آغازين و ضرورى براى كتابهايى كه